خوش آمدید

آماژه، سایتی است با چهار عملکرد:

1- راهنمای سفر

2- آموزش زبان فارسی

3- طراحی سایت و سئو

4- منِ نویسنده

* آماژه در فارسی باستان یعنی اشاره.

ارتباط با آماژه

Email: amojiry at gmail
Phone (Only in Telegram): +98-9356718113
Tehran

آهنگ پس زمینه ای برای جهان

امروز صبح فکر کردم کاش می شد جهان، آهنگ پس زمینه ای داشته باشد. یک آهنگ ساده که روی همه ی روزمرگی ها پخش می شد. صبح بود و در ترافیک اتوبان همت، هندزفری در گوش به ماشین ها نگاه می کردم. به آدم ها. وقتی «الثلاثی جبران»(1) را می شنوم، ماشین ها و آدم ها اول آرام اند و بعد آرام آرام اوج می گیرند، می چرخند، در هم می پیچند، اما هنوز نظم دارند. نظمی غمناک. بعد صدای «ارغوان»(2) می آید و اخم روی چهره ی آدم ها می نشیند. آدم ها گریه می کنند و می رانند. «شب بود»(3) که می آید همه زیر لب، لبخندی می زنند. گاهی هم با گوشه ی چشم به هم نگاه می کنند. می بینی عزیزم؟ فکر نمی کنی حق با من باشد و اگر جهان، آهنگ پس زمینه ای داشت، زیباتر می شد؟

حق با توست. من ساز و گوش درونی ام را از دست داده ام. دیگر نمی توانم خودم آهنگی خلق کنم. یا حتا اگر بتوانم هم نمی توانم به آن گوش کنم. اما به گمانم کمی انتظارت از من بی جا است. آخر کدام آهنگ سازی را دیده ای که بی سوژه بتواند موسیقی خلق کند؟ فکر کرده ای نبودن تو، فقط نبودن توست؟(4) فکر کرده ای اگر هم نباشی، می توانم… بی آن که در چشمانت کنکاش کنم یا از شوق لمس بازوانت به وجد بیایم؟ بی آن که دهان کوچک تو با موسیقی بداهه ام همنوایی کند؟ بر فرض که چشمانم را ببندم و چشمانت را به تصور بیاورم، بر فرض که صدایت را در هم و مغشوش به یاد بیاورم، حتا تو بگو که دست هایم را هم به تخیل وا دارم، اما آخر بینی ام که دیگر اهل تخیل نیست! به من بگو بی شنیدن بویت، چگونه آهنگی بسازم؟

نه این که فکر کنی ضعیفم. نه این که بگویی باز از دست آدم ها به تنگ آمده یا مثلن کسی تلنگری زده به چینی نازک تنهایی اش(5). که مثلن حساس است و به تریج قبایش برخورده است. می دانی؟ امروز آسمان که هی تاریک می شد، به این فکر می کردم که چرا نباید کسی باشد که… این ها را اگر برای تو نگویم برای که بگویم؟

اصلن ببین همیشه غایب من! من دلم برایت تنگ شده است. بله! همه ی این ها هم بهانه بود. دنیا آهنگ می خواهد چه کار؟ اصلن کار دنیا به من چه؟ اما این طور که نمی شود. هر آدمی گاهی نیاز به آهنگی دارد که آرامَش کند. و خب هر آدمی سلیقه ای دارد متفاوت با بقیه. سلیقه ی من هم – چه کنم؟- آهنگ صدای توست. تو اگر اعتراضی داری برو به خدا بگو. دست من که نبوده.

حرف هایم تمام شد. حالا همه ی آهنگ ها را قطع می کنم و می روم می خوابم. اگر خواستی با آهنگی به خوابم بیا. و اگر آمدی، آهنگت را با یک خنده ی کوتاه شروع کن. آره! خنده ات -به گمانم- بهترین مقدمه برای یک موسیقی زیباست.

(1): الثلاثی جبران با نام اصلی Le Trio Joubran: نام قطعه ی اول آلبومی به همین نام از گروه Majaz

(2): ارغوان: نام قطعه ای سروده ی هوشنگ ابتهاج و خوانندگی علیرضا قربانی

(3): شب بود: نام قطعه ای سروده ی ناصر رستگارنژاد به خوانندگی هانی نیرو (معروف ترین اجرای این شعر از فریدون فرخ زاد است)

(4): بر اساس شعری از رسول یونان (عنوان اعجاز)

(5): بر اساس شعری از سهراب سپهری

بعد از نوشت: البته که معتقدم «موسیقی، افیون توده هاست». و برای همین هیچ فیلمی را به اندازه ی «طبیعت بی جان» سهراب شهید ثالث دوست ندارم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Search