خوش آمدید

آماژه، سایتی است با چهار عملکرد:

1- راهنمای سفر

2- آموزش زبان فارسی

3- طراحی سایت و سئو

4- منِ نویسنده

* آماژه در فارسی باستان یعنی اشاره.

ارتباط با آماژه

Email: amojiry at gmail
Phone (Only in Telegram): +98-9356718113
Tehran

خدا کجاست؟ (گفتگو با زهرای سه ساله- 2)

در قسمت دوم گفتگو با زهرای سه ساله، او در مورد خانه ی خدا و این که خدا کجاست و چه شکلی است صحبت می کند. مشخص است که او بیش تر اطلاعاتش را از تلویزیون گرفته است. گرچه بعدن می فهمم که کلاس قرآن هم می رود.

دانلود فایل صوتی قسمت اول گفتگو [حجم: 3.63 مگابایت- دانلود از لینک غیر مستقیم 4shared] (متن قسمت اول)

دانلود فایل صوتی قسمت دوم گفتگو [حجم: 1.44 مگابایت- دانلود از لینک غیر مستقیم 4shared] (متن زیر)

– [دور خونه ی خدا کجاست دیگه؟] همین جا که مکه تو تلویزیون دیدم.

– [چی کار می کنند اون جا؟] اون جا می چرخند. نمی رن تو خونه خدا دیگه. نمی تونس… نمی ف… نمی ذارند که ما بیایم بیرون دیگه. باید دورش بچخیم.

– [خونه ی خدا چیه توش؟ خداست توش؟] هوم.

– [خود خدا؟] هوم.

– [نمیاد بیرون؟] نچ.

– [چرا؟] خدا نقاشیشه فقط. نقاشی که می کنند آدم بلد نیست، فقط اون آقائه بلده. 

– [کدوم آقائه؟] همون آقائه که نقاشی می کشه تو تلویزیون.

– [اون فقط بلده نقاشی خدا رو بکشه؟] هوم.

– [خدا خودش کجاست؟] خودش تو خونه اش.

– [چرا نمیاد بیرون؟] می دونم. بعضیا میاد بیرون، بعضیا نمیاد بیرون. چون هوا سرده، سردش می شه دیگه. 

– [وقتی گرمه میاد بیرون؟] هوم.

– [تا حالا دیدیش؟] دیدمش تو تلویزیون. برنامه کودکشا گذاشته دیدمش. ولیا دیدمش تو تلویزیون.

– [چه شکلی بود؟] چشم نداشت. فقط دهن داشت و چشم. بدون چشم نمی تونه، فقط دهان داره و چشم. 

– [چشم نداره بعد دهن داره و چشم؟] چشم داره ولی دماغ نداره. چشمم نداره. فقط دهن. صحبت می کنه.

– [گوش هم داره؟] نه. گوش که آدم داره.

– [چه جوری می شنوه؟] می شنوه ولی گوش نداره.

– [دست و پا هم داره؟] هوم.

– [چقدره؟ بزرگه؟] هوم.

– [چقدر؟] اندازه ی خودت.

– [تو می شناسیش؟] هوم.

– [باهاش حرف زدی؟] نه. من نرفتم اون جا. 

– [باید بری اون جا تا باهاش حرف بزنی؟] می دونم ولی خدا که پیامبر، دور نیست. پیامبر یه جاییه که نزدیکه ولی پیامبر هم دوره. 

– [پیامبر کجاست؟] پیامبر، شاید اون هم خونه داره.

– [کجاست خونه اش؟] نمی دونم. تو تلویزیون نشون نداده. 

– [چرا نشون نمی ده تلویزیون؟] شاید گیجه تلویزیون.

– [خدا تلفن نداره بهش تلفن بزنی؟] نه تلفن نداره. چشمم نداره. 

– [چرا تلفن نداره؟] تلفن آدما دارن. 

– [پس چه جوری می خواد با آدما حرف بزنه؟] خدا، تلویزیون گیجه، خدا رو نشون نمی ده تو تلویزیون. 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Search