خوش آمدید

آماژه، سایتی است با چهار عملکرد:

1- راهنمای سفر

2- آموزش زبان فارسی

3- طراحی سایت و سئو

4- منِ نویسنده

* آماژه در فارسی باستان یعنی اشاره.

ارتباط با آماژه

Email: amojiry at gmail
Phone (Only in Telegram): +98-9356718113
Tehran

روده بر

– ببین! یعنی وقتی این رو گفت، ترکیدم از خنده. تازه بعدش هم هی ادامه می داد. اشکم در اومده بود.

– آره، خیلی بچه ی باحالیه. نشد یه بار ما ببینیمش و روده بر نشیم. 

دست می برم سمت چشم هام. 

– چی شد؟ 

– هیچی! چشمم یه کم می سوزه. 

– مال آلودگی هواس شاید.

– شاید.

– بابا پدر ما رو در آوردند. امروز جلو پام پیدا نبود اصلن. داشتم بالا می آوردم از بس دود خوردم… می خوای یه آبی بزنی سر و صورتت؟

– نه. چیزی نیست. بعضی وقتا این جوری می شه.

– آقا حالا این رو برات تعریف نکردم…

بعد می خندیم. می خندیم و می خندیم. من به سکسکه می افتم. بعد ساکت می شویم. آرام با انگشت‌هایم روی میز ضرب می گیرم. دلسترش را یک نفس سر می کشد. نگاهم می کند. جدی و کمی اخم آلود.

– چیه؟

– تو باید بگی چیه. بگو دیگه.

– هیچی…

ساکت می شویم. نگاهم می کند. چیزی نمی گویم. موبایلش را از جیبش در می آورد و به صفحه اش نگاه می کند. 

– تو می گی من چی کار کنم؟

– هان؟

– می گم من…

– آهان. نمی دونم. خودت می خوای چی کار کنی؟

– اگه می دونستم از تو نمی پرسیدم که.

– ول کن بابا. داری سخت می گیری.

– یعنی چی؟

– یعنی همین دیگه. تا کی می خوای این جوری باشی؟ یه مدت که خودت رو بزنی به اون راه، حل می شه. 

– دارم اذیت می شم.

– ببین نمی دونم کدوم آدم معروفیه می گه: زمان می تواند همه ی مشکلات را حل کند. 

– خب؟

– خب که خب. یعنی بذار بگذره. خودت یادت می ره. بعدن خودت خنده ات می گیره. 

– اوهوم. خودم خنده ام می گیره.

– وای! گفتم بهت دیروز چی شد؟

دست می برم سمت چشم هام.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Search