خوش آمدید

آماژه، سایتی است با چهار عملکرد:

1- راهنمای سفر

2- آموزش زبان فارسی

3- طراحی سایت و سئو

4- منِ نویسنده

* آماژه در فارسی باستان یعنی اشاره.

ارتباط با آماژه

Email: amojiry at gmail
Phone (Only in Telegram): +98-9356718113
Tehran

تقدیم به تو که بی حوصله ای

تقدیم به تو که بی حوصله ای

یک جایی از یک نویسنده ای می خواندم که در مورد پدرش گفته بود: پدرم یک بار نامه ای صد صفحه‌ای نوشت برایم. کل حرفش در آن نامه همین بود که “دوستت دارم پسرم.” خب نمی توانست مستقیم این را بگوید آن پدر.

و من هم همین طورم جان من. کاش بلد بودم یک غزل برایت بسرایم، یا کل عشقم را بریزم توی یک بیت و تقدیمش کنم به تو، یا حتا کاش بلد بودم سازی بزنم. حتا اگر می شد گیتاری داشته باشم و یک ترانه ی ساده برایت می سرودم و از همین آهنگ های کوچه بازاری می ساختم برای تو… کاش لااقل صدای خوبی داشتم، یک روز توی پارکی برایت می زدم زیر آواز. کاش این جوری حوصله ات را سر نمی بردم.

می دانم که حال و حوصله نداری. می دانم نامه های طولانی و بی سر و ته من را نمی خوانی یا سرسری می خوانی شاید، برای آن که دلم نسوزد. کاش می شد بخندانمت یا سر ذوقت بیاورم. کاش می‌شد بعد حرف هایم، چشم هایت برق بزنند.

می ترسم گلم! می ترسم حرف هایم زیاد شود دوباره، طولانی شود و باز حوصله ات سر برود و این نامه را هم مثل قبلی ها نخوانی یا سرسری بخوانی… اما آخر چه کنم که این قدر زیاد با تو حرف دارم؟ کاش می شد این همه حرفی را که با تو دارم بگویم، تو حوصله ات سر نرود، تو خمیازه نکشی، تو خسته نشوی، تو چشم به این سو و آن سو نیندازی، تو به من نگاه کنی، کاش می شد تو به من نگاه کنی و من توی چشم هایت برق شادی را ببینم و مثل بچه ها بالا و پایین بپرم. آخر جان من! نمی دانی که چقدر شادی هایت را دوست دارم. نمی دانی که!

عزیزم! کاش می شد خیلی ساده به تو بگویم: دوستت دارم. همین. و بعد خلاص شوم از این بار سنگین. از این بار سنگینی که گذاشته ای روی دوشم و عین خیالت هم نیست. از این که دیوانه ام کردی، نابودم کردی و انگار نمی دانی یا می دانی و به روی خودت نمی آوری.

کاش می شد جان من! کاش می شد بی بهانه در آغوشت بگیرم. بی بهانه یعنی این که نپرسی چرا، بدبین نشوی به من. اصلن باشد! هر چه تو بگویی. این دوست داشتن ها احمقانه است، این ها را باید کنار گذاشت، اما تمام جان من! بگذار یک بار بی بهانه… نه! نمی توانم! می دانم که نمی توانم بی آن که حوصله ات را سر ببرم بگویم: “دوستت دارم”. باید در میان هزار تا کلمه بپیچم عشقم را و این یعنی برای تویی که بی حوصله ای… این یعنی تویی که جان منی… این یعنی تو… چه تلخ است که تو هیچ وقت نمی فهمی چقدر دوستت دارم! دوستت دارم. دوستت دارم. دوستت دارم…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Search