خوش آمدید

آماژه، سایتی است با چهار عملکرد:

1- راهنمای سفر

2- آموزش زبان فارسی

3- طراحی سایت و سئو

4- منِ نویسنده

* آماژه در فارسی باستان یعنی اشاره.

ارتباط با آماژه

Email: amojiry at gmail
Phone (Only in Telegram): +98-9356718113
Tehran

از کوچه ی سام: آقای منتقد برای طرفداران نمی نویسد!

این کتاب را مدت ها پیش خواندم و می خواستم مفصل در موردش بنویسم. اما طبق معمول بیش تر وقت هایی که تصمیم بر مفصل نویسی می گیرم، این کار هم رفت تا وقتی حوصله ی مفصل نوشتن باشد و حوصله نبود و…

در هر صورت: یک صحنه ای را تصور کردم که در آن هوشنگ گلمکانی نشسته است در جمعی از دوست داران سینما و از آن میان کسی بر می خیزد و شروع می کند با هیجان و آب و تاب تعریف کردن از گلمکانی و این که چقدر خوب می نویسد و این که چه منتقد خوبی است. گلمکانی با بی خیالی نگاهش می کند و بعد شانه بالا می اندازد!

[هوشنگ گلمکانی- منبع عکس: سینمای ما]

این ویژگی هوشنگ گلمکانی در این کتاب است. او منتقدی برای طرفداران نیست. او نظر خودش را در مورد فیلم می نویسد. اگر از فیلمی خوشش آمده می نویسد خوشم آمده و اگر نیامده، خب نیامده! تعارف نداشتن و صریح نظر دادن مهم ترین ویژگی یک منتقد می تواند باشد که گلمکانی انگار دارد! و احتمالن همین است که کسی مثل مصطفا مستور را حامی او می کند. (گرچه برای گلمکانی انگار این چیزها مهم نیست بنا به همان حرفی که زدم!)

دیگر ویژگی های نقدهای او در این کتاب:

– نگاه از زاویه ای خاص به فیلم: مثلن نگاه از زاویه ی اقتباس ادبی یا نگاه از زاویه ی فلان موضوع در فیلم. این گرچه برمی گردد به پرونده های خاصی که آقای منتقد برایشان نوشته است و هرکدام موضوع خاصی داشته اند اما در هر صورت درس خوبی است. درس این که چطور می توانیم به یک فیلم از یک زاویه ی خاص نگاه کنیم.

– تاکید بر ژورنالیستی بودن نقدها: در کتاب مدام تاکید می شود که این ها نقدهای ژورنالیستی است و نه علمی. این خیلی خوب است! یعنی تکلیف آدم را معلوم می کند با کتاب.

– کتاب خوان بودن گلمکانی: تعجب برانگیز است که آدمی این چنین عاشق فیلم باشد و همزمان کلی هم کتاب بخواند! یعنی برای من عجیب بود اما واقعیت داشت. گلمکانی یک آدم کتابخوان است و همین است که او را از دیگر فیلم دوستان (حداقل آن ها که من دیده ام) یک سر و گردن بالاتر می برد.

– استقبال از روش های جدید فیلم سازی (“ده” کیارستمی، “عشق تنهاست و از پنجره ای کوتاه به بیابان های بی مجنون می نگرد” امید بنکدار و کیوان علی محمدی، “یک بوس کوچولو” فرمان آرا  و “دیوار صوت” امیر نادری): معمولن منتقدین قدیمی با دیده ی بدبینانه به آثار و تجربه های جدید نگاه می کنند اما ویژگی گلمکانی این است که دید بازی دارد. آماده است که از تغییرات استقبال کند. همان طور که جایی از کتاب می گوید به استقبال دی وی دی رفته است به جای نوارهای قدیمی فیلم! همین تغییر ظاهری را هم خیلی از قدیمی ها نمی پذیرند با توجیه هایی نظیر “نوستالژی” و این ها. در کل تغییر کردن کار آدم های شجاع است و آدم های شجاع، باید تحسین شوند. گلمکانی باید تحسین شود!


[از کوچه سام- منبع عکس: سایت آی کتاب]

عبارات برگزیده

– حالا هیچ چیز را با متر واقعیت نمی سنجم، مگر این که خود فیلم چنین قراری بگذارد. هر فیلم، اصول خود را بنا می کند. جهان خود را می سازد و همه چیز باید با ترکیب و پرداختی موزون و هماهنگ (خوش ساخت) معنایش را در آن دنیا بیافریند. [ص 18]

– هر ساختمان، مصالح خاص خود را می خواهد و هیچ قاعده و قانونی در سینما، تعمیم پذیر و خدشه ناپذیر نیست. [ص 119]

– فیلم هایی هست که با قلب ساخته می شود، نه با مغز [ص 133 به نقل از بهرام بیضایی]

– هر اثر هنری، اصول خود را بنا می کند. هیچ یک از مواردی که در کتاب های درسی سینما به عنوان “اصول” نام برده می شوند، خدشه ناپذیر و قابل تعمیم نیستند. گابریل گارسیا مارکز می گوید: “نویسنده [و در این جا، فیلم ساز] مختار است هر چه می خواهد ببافد، به شرط آن که بتواند آن را بقبولاند.” [ص 134]

– هر فیلم، اصول خود را بنا می کند. با یک متر، نمی شود هر اثری را اندازه گرفت. همه ی آثار را نمی شود در قالب های پیش ساخته ریخت که اگر در آن ها جا گرفت خوبند، وگرنه بد. این گونه اصول گرایی افراطی، باعث جزمیت و مانع از پویایی ذهن هنرمند و تماشاگر می شود. اگر اصول، مدام  در حال تحول نبود، نقاش ها هنوز هم در حال کشیدن پرتره و منظره بودند. سینمای آوانگارد را که به کلی منکر هرگونه اصولی است مثال نمی زنم، حتا سینمای تجارتی و حرفه ای و سینمای هنری شناخته شده ی دنیا به چنان اصول شکنی ها و بی منطقی هایی دست می زنند که با منطق و اصول و معیار روز قبلش نمی خواند. [ص 135]

– همه ی آن چه را می توان به عنوان “حس و حال روانی و عاطفی تماشاگر” خلاصه کرد، بسیار اهمیت دارد.  شخصن برایم توانایی فیلم در تاثیرگذاری و برقرار کردن ارتباط حسی با تماشاگر دارای اهمیت درجه اول است. [ص 135]

– فیلم، اول باید لذت بخش باشد، بعد هر چیز دیگری باشد. هر کوششی برای اولویت دادن به آن چیزهای دیگر نسبت به لذت بخش بودن آن، هم نقض غرض است و هم محکوم به شکست. البته لذت بردن از فیلم یا هر اثر هنری دیگر هم باز بستگی به تماشاگر دارد. [ص 136]

– یکی از اتهام های اصلی منتقد ایرانی این بوده که معیارهایش را از منتقدان غربی می گیرد و نگاه به دست آن ها می کند اما در چنین مواردی [نقد فیلم نار و نی] ملامت می شود که چرا بر خلاف این همه تحسین صاحب نظرات خارجی، منتقد ایرانی این قدر (چه قدرش- یعنی اندازه اش- معلوم نیست) نسبت به ارزش های سینمای کشورش بی اعتنا است و از همتاهای خارجی اش نمی آموزد. [ص 141]

– تماشاگر حرفه ای آن سوی دنیا از فیلم جهان سومی همین چیزها [فیلم نار و نی] را می خواهد. از فیلم ایرانی، همین ها را می خواهد که به نظرش می رسد هنوز هم شکل غالب زندگی ایرانی است. اگر فیلم ساز ایرانی، یک فیلم به سبک آنتونیونی یا مثلن کاپولا، حتا به همان پاکیزگی بسازد، برایش جذاب نیست. چون اصلش را خودشان دارند و سال ها قبل دیده اند. آن ها حتا در یک فیلم آنتونیونی وار از جهان سوم، مایلند عناصر دیگر مورد نظرشان از این جهان -فقر، مصیبت، عقب ماندگی،…- را ببینند. [ص 143]

– سینمای ضد قصه هم به هر حال نیاز به کشش دارد، «آنی» می طلبد که ما نمی دانیم چیست، ولی فیلم ساز باید بداند. [ص 145]

– هر قالب هنری مقتضیات خودش را دارد و استثناهایی که با وجود نادیده گرفتن این مقتضیات، باز هم جذاب و دل نشین هستند باید خیلی استثنایی باشند. فیلم، یک قالب هنری پیوسته و یکپارچه است. [ص 146]

– «زیبایی برای زیبایی» به نظرم برای فیلم های تجربی می تواند به نتیجه برسد اما در سینمای روایی تبدیل به نوعی نقض غرض می شود. [ص 146]

– فیلم باید بتواند احساسی -چه بهتر که احساس انسانی- در تماشاگر بیدار کند. حتا فیلمی که می خواهد تماشاگر را به تفکر و تعقل وادار کند، باید بتواند این کار را از طریق برانگیختن احساس های او انجام دهد. فیلم اگر این خاصیت را نداشته باشد، تبدیل می شود به جدول آمار و ارقام و گزارش های رسمی اداری و سخن رانی و شعار. و آن وقت چه نیازی به فیلم؟ [صص 177 و 178]

– سینما به تعبیری یک دروغ است، فیلم ساز باید دروغش را چنان بگوید که تماشاگر باور کند. [ص 187]

– واقعیتش این است آن جور نقدی که سال ها است کوشش می کنند به ما دیکته کنند، بلد نیستیم بنویسیم. زیاد هم مثل شاهین [فیلم افعی] اهل قهرمان بازی نیستیم. دست کم تا وقتی شمشیری پس گردن مان نیست، آن گونه که معتقدیم درست است می نویسیم. [ص 189]

– در دنیای هنر، میزان شعور و استعداد هنرمندان را قطعن با قطر کتاب هایی که خوانده اند اندازه نمی گیرند. [ص 203]

– “آن”ِ هنرمند، عامل تعیین کننده تری از آموخته ها و اکتساب ها در آثار برجسته ی هنری است. [ص 204]

هم چنان اصرار دارم که هر فیلم، اصول خود را بنا می کند.
خیلی از عناصر و کنش ها که با منطق دنیای واقعی یا دنیای فیلم های دیگر
هم‌خوان نیست، در فیلمی که دنیای خاص خود را با استحکام ساخته، منطقی جلوه
می کند. هیچ اصلی از اصول ساخته شده در فیلم های پیشین عالم سینما
نیست که نتوان آن را شکست. [ص 216]

– نگارنده [خود هوشنگ گلمکانی] اهل پرخاش نیست اما اصل حرفش را بالاخره یک جوری می زند. [ص 227]

– رنوار بزرگ -شاید در تقابل با آن هایی که فلان فیلم را “سینما” می دانند و دیگری را نه- جمله ی معروفی دارد که “هرچه روی پرده حرکت کند، سینما است.” با این تعبیر، هر تصویر سینمایی و هر نمای هر فیلمی، ولو بسیار ساده یا پیش افتاده، میزانسن دارد. [ص 273]

– “ساختن یک چیز ساده، بر خلاف تصور، مقدار زیادی تجربه طلب می کند.” [به نقل از عباس کیارستمی] سادگی تاثیرگذار، حاصل اوج پختگی یک هنرمند است؛ هم چنان که نماهای بسیار ساده – و عمیق- روبر برسون یا اتودها و طرح های چند خطی نقاشان و گرافیست های بزرگ چنین اند. [ص 276]

– به طور جدی معتقدم که از خلاصه ی داستان پیش پا افتاده ترین فیلم ها هم می شود فیلم خوبی ساخت. [ص 315]

– کارِ خوب، سخت است. رضایت دادن به کیفیتی متوسط، نتیجه ای زیر متوسط و خنثا دارد زیرا مقدار زیادی از آن کیفیت فرضی در جریان کار ساییده می شود و آب می رود. در بهترین حالت تبدیل می شود به یک داستان مصور. می گویند باید حداقل برای پانزده خواند تا به زور نمره ی ده گرفت. [ص 376]

– در عرصه ی هنر، چه تولید و چه نقد و بررسی و قضاوت، روحیه و سلیقه به هر حال یک عامل اساسی است که نمی شود نادیده اش گرفت و به فرمول ها و آموزه های آکادمیک آویخت (سلیقه هم آمیزه ای پیچیده از دانش، روحیه، توانایی ها، دیده ها و خوانده ها، دنیای درون، گذشته و حال و نگاه آدم به آینده و خیلی چیزهای دیگر است). فیلم ساز با سلیقه ی خودش فیلم می سازد و تماشاگر (منتقد) هم با سلیقه ی خودش با آن روبرو می شود. این جا است که می شود پا را از حیطه ی «فکت»ها و آموزه ها فراتر گذاشت و با یک سلیقه ی معین به بررسی سلیقه ها هم پرداخت. [ص 388]

– هر تلاش آگاهانه ای که بدون پشتوانه ی دانش و زندگی و احساس باشد [برای ساخت فیلمی با هویت ملی]، تلاش مذبوحانه ای است که به نتیجه ای خودنمایانه، متظاهرانه، متکلف، غیر اصیل و آزاردهنده می انجامد و اتفاقن به رغم آن تلاش ها اصلن هم هویت و روح ایرانی ندارد. [ص 395]

– ملموس ترین نوجوان ایرانی و دوست داشتنی مادربزرگ ایرانی هم مخلوق کیومرث پوراحمد هستند؛ همین مجید و بی بی قصه های مجید… و بی بی -آه، این بی بی!- با ان مهربانی ها، گلایه ها، کلنجارها و تشرهای شیرینش، که هر کلام تندش از صد بوسه ی مهرآمیز خواستنی تر و گواراتر است. [صص 396 و 397]

– مفاهیم بهتر است از دل روایت بجوشد نه این که قصه ها و شخصیت ها حول پیام ها ساخته و پرداخته (و در واقع تعبیه) شوند. [ص 407]

– گاهی چنین به نظر می رسد که برخی از لحظه های فیلمش [سوپر استار ساخته ی تهمینه میلانی] اصلن کارگردان ندارد؛ که این عین پختگی است. [صص 407 و 408]

درباره ی روش تهیه ی کتاب

1- کتابخانه ی ملی

از کوچه سام [لینک ثابت کتاب]

خانه کتاب [لینک ثابت و دیدن چهار صفحه ی اول کتاب]

2- خرید کتاب:

توضیح: من تا به حال فقط از فروشگاه “هزار کتاب”، خرید کرده ام و راضی هم بوده ام! یعنی اینترنتی پرداخت کردم و تخفیف هم شامل حالم شد و ارسال رایگان هم شد!

از کوچه سام در فروشگاه های آدینه بوک، جیحون و بخوان دات کام موجود است.(قیمت : 7800 تومان)

از کوچه سام در فروشگاه هزار کتاب موجود است (با 15 درصد تخفیف و ارسال رایگان به سراسر کشور: 6630 تومان)

از کوچه سام در فروشگاه آی کتاب موجود است (با 5 درصد تخفیف: 7410 تومان)

از کوچه سام در مرکز خرید اینترنتی حصول موجود است (با 4 درصد تخفیف: 7500 تومان)

آن هایی که کتاب را خوانده اند

شاهین شجری کهن در فیلم نوشته ها

سید رضا صائمی در کافه فرهنگ

مهرزاد دانش در مهر خرد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Search