خوش آمدید

آماژه، سایتی است با چهار عملکرد:

1- راهنمای سفر

2- آموزش زبان فارسی

3- طراحی سایت و سئو

4- منِ نویسنده

* آماژه در فارسی باستان یعنی اشاره.

ارتباط با آماژه

Email: amojiry at gmail
Phone (Only in Telegram): +98-9356718113
Tehran

گزاره های بی معنا-3: زیر باران امکان ها

“بیا زیر باران قدم بزنیم. بیا هر ناممکن را ممکن کنیم. نمی دانم چرا این قدر این دو جمله در ذهنم کنار هم نشسته اند. مگر چه ناممکنی است در زیر باران قدم زدن؟

مجری اخبار بعداز ظهر می گفت در کشوری جنگ شده، یک نفر که خیلی معروف است رفته به جایی که خیلی مهم است، یک هواپیما جایی سقوط کرده و ده ها نفر مرده اند. مجری اخبار بعد از ظهر گاهی اخم می کرد، گاهی جدی می شد، گاهی قیافه ای محزون به خود می گرفت. جوری بود که با خودم گفتم انگار هیچ وقت نخواهد خندید. اما بگذار چیز جالبی برایت تعریف کنم. دیروز دیدمش. توی پارک قدم می زد و می خندید. باورت نشود شاید اما قهقهه می زد. و کاری نداشت به آن همه خبری که بعداز ظهرش گفته بود.

همین است که می گویم بیا زیر باران قدم بزنیم و کاری نداشته باشیم به آن همه خبری که مجری اخبار بعداز ظهر می گفت.” 

این ها را آن شب که باران می آمد برایت نوشتم. پنجره را باز کردم و دیدم عجب بارانی است. آدم گریه اش می گرفت از آن باران نیمه شبی زیبا که می توانی خیس بشوی و کمی بلرزی و لذت ببری. کاش بودی تا با هم زیر باران می رفتیم. کاش بودی تا هر ناممکنی را ممکن می کردیم.

«فراموش نکن که یک شعر، هرچند در قالب زبان اطلاعات سروده شده باشد، در بازی زبانیِ “اطلاع رساندن” استعمال نمی شود.» [ویتگنشتاین- کتاب زتّل] یعنی آن که من نمی خواهم چیزی را به تو اطلاع دهم. نمی خواهم چیزی یادت بدهم. فقط می خواهم خودم را، خودم را که دوستت دارد نشانت بدهم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Search