خوش آمدید

آماژه، سایتی است با چهار عملکرد:

1- راهنمای سفر

2- آموزش زبان فارسی

3- طراحی سایت و سئو

4- منِ نویسنده

* آماژه در فارسی باستان یعنی اشاره.

ارتباط با آماژه

Email: amojiry at gmail
Phone (Only in Telegram): +98-9356718113
Tehran

نگارش درست

سلام.

طبق یک قانون نانوشته باید بین یادداشت های احساسی و داستان واره ها و شعرواره های این وبلاگ، یکی دو یادداشت با موضوع «نقد ادبی» یا نوشته ای «مقاله وار» هم پیدا بشود. در غیر این صورت، من اذیت می شوم!

اما چون حالا، حال و حوصله ی جدی نویسی ندارم، به ناچار رفتم سراغ آرشیو نوشته ها و یادم آمد نوشته های پیوست ادبی نشریه ی «مداد» یعنی «کلک ادب» را اصلن نگذاشته ام در این وبلاگ! یعنی نه این که یادم آمده باشد (فی الواقع من چندان چیزی یادم نمی آید!) رفتم از گوگل پرسیدم که جناب گوگل خان، من چیزی از کلک ادب گذاشته ام در این وبلاگ کذایی ام؟ گفت: نه!

در هر حال، در این پُست (من همیشه با این کلمه مشکل داشته ام. همان طور که با کامنت. اما این روزها چندان مشکلی ندارم. از وقتی زبان شناسی می خوانم فهمیده ام نباید آن چنان که قبلن ادبیات وار به کلمات گیر می دادم، گیر بدهم. زبان پویاست و می تواند واژه هایی از این دست را در خود هضم کند بی هیچ مشکلی) از اولین شماره ی مداد، مطلبی را می گذارم. این روزها احتمالن آن قدرها به نوشته های آن روزهایم معتقد نیستم. حداقل نه به آن غلظت. به ویژه در مورد بند اول و سوم. اما به هر حال برای خاطره بازی هم که شده، این نوشته را می گذارم.

این یادداشت در پیوست «کلک ادب» شماره ی اول نشریه ی فرهنگی دانشجویی مداد (اردیبهشت 1389) به صاحب امتیازی خودم به چاپ رسید و در دانشگاه صنعتی اصفهان توزیع شد. [دانلود نشریه]

«حدود 9 سال پیش من و یکی از دوستانم در رادیو فرهنگ (که آن موقع شبکه ی 2 رادیو نام داشت)، برنامه ی پایان‌نامه‌ها را داشتیم و من گزارش گر آن بودم . در این برنامه به بررسی پایان نامه های کارشناسی ارشد و دکترای علوم انسانی می پرداختیم؛ اما برای بررسی اهمیت پایان نامه و اموری که باید در یک پایان نامه رعایت شود، سراغ استادان رشته های دیگر هم می رفتیم. شاید باور نکنید که همه ی استادانی که من با آنها صحبت می کردم – چه در علوم پایه و چه در علوم مهندسی- معتقد بودند که بزرگ ترین مشکل دانشجویان ما در نوشتن پایان نامه ناتوانی در نگارش است . در نتیجه پایان نامه ها قابل استفاده نیست . در عمل هم خودتان می توانید ببینید. آیا جز این است که بسیاری از کتاب های تخصصی شما که ترجمه شده ی یک اثر به زبان بیگانه است، قابل استفاده نیست؟ و اگر شما بتوانید آن کتاب را به زبان اصلی بخوانید، قابل فهم تر است؟ چرا؟ کتاب های علمی که زبان ادبی و نکته های بلاغی ندارند تا مترجم در ترجمه آنها و برگرداندنش به فرهنگی دیگر، دچار مشکل شود. مشکل از ویرایش بسیار بد این کتاب هاست. متأسفانه استادان ما یا مترجمان کتاب های علمی با نگارش و معیارهای حاکم بر آن آشنا نیستند و نمی توانند نثری ساده و روان را به خوبی ترجمه کنند.»

این ها را خانم «فیروزه سودایی» – استاد ادبیات و نویسنده ی وبلاگ «واژیک» – به ما گفت. اما به چه دلیل ما باید اصول نگارشی را کاملا رعایت کنیم؟ آیا مثلا اگر «را» را در جای مناسب خود نیاوریم، زبان فارسی دچار خدشه می شود؟ و سوال دیگر این که مگر زبان از گفتار سرچشمه نگرفته است؟ و مگر نباید از گفتار تبعیت کند؟ «آیا اصلن زبان نوشتار قرار است عینیت زبان گفتار و آیینه ی زبان گفتار باشد؟ به عبارت دیگر: آن چه می تویسیم مگر نباید تصویر و عکس و تجسمی باشد از آن چه ادا می کنیم؟… به این چهار پیشنهاد توجه کنید: «دادگستری» به جای «عدلیه»، «هواپیما» به جای «طیاره»، «خودرو جمعی بزرگ» به جای «اتوبوس» و «خودرو جمعی کوچک» به جای مینی بوس. چرا پیشنهادهای اول و دوم سال های سال است که جا افتاده اند و جزء لاینفکی از زبان معاصر ما شده اند، اما پیشنهادهای سوم و چهارم جا نیفتاده اند…؟ اصلن چه ضرورتی دارد که برای هر اسم بیگانه یک معادل فارسی پیدا کنیم؟ چرا باید برای «تاکسی» و «تلف» و «بانک» و «اینترنت» به دنبال معادل فارسی بگردیم؟… این همه عربی… این همه ترکی توی این زبان داریم که در طول قرون با زبان ما آمیخته شده و با آن ها آموخته شده ایم و… آن ها را مال خودمان می دانیم…» [مدرس صادقی، جعفر: 1389]

البته ان شاء الله در شماره ی بعد، در مورد «گرته برداری» و معادل سازی برای واژه های بیگانه سخن خواهم گفت [وعده ی سر خرمنی که هیچ وقت محقق نشد و چه بهتر که نشد!] اما آن چه در این شماره می خواهم درباره ی آن سخن بگویم، چرایی ویرایش است. اساتید ادبیات کم تر در این باره سخن گفته‌اند و معمولا به سرعت به چگونگی ویرایش و اشتباهات رایج پرداخته اند. در این میان به شکل پراکنده ای می توان دلایلی در این باره یافت. ملک الشعرای بهار، یک دلیل ساده برای این امر می آورد: «ما باید غلط ننویسیم و درست سخن بگوییم … زیرا نظم جامعه ی ادبی نیز مانند انتظامات دیگر جوامع قابل احترام است.» [درخشان، مهدی: 1367- ص 11 به نقل از بهار، محمد تقی- «بهار و ادب فارسی»- ص 418] پروین گنابادی، دلیل ویرایش و بیرون راندن قواعد و کلمه های ناسازگار با دستور زبان و لهجه ی فارسی را آسیب به استقلال زبان و دشوار شدن کار آموزش خواندن و نوشتن می داند. [پروین گنابادی، محمد: 2536 – ص 43] علامه قزوینی نیز به نقل از فروغی، عدم ویرایش را موجب تبدیل طرز بیان ایرانیان به طرز بیان بیگانگان و نتیجه ی این امر را از دست رفتن شخصیت زبان فارسی ذکر می کند. [اسماعیلی، امیر: 1382- ص 16] و استاد اعتماد مقدم، یک دلیل زبان‌شناسانه در این باره می‌گوید: «مردم واژه ی بیگانه را دیرتر و سخت تر می‌فهمند تا واژه ی زبان خودشان را، چون ساختمان آن‌ها با ساختمان زبان خودشان فرق دارد.» [همان: ص 97] و دیگری حفظ هویت و شخصیت والای انسانی و ملّیِ خود را دلیل درست نگاشتن می داند. [فرزام، حمید: ص 144] آن چه می‌توان در مجموع این گفتارها فهمید، این است که حفظ ملیت و زبان و عزت این دو، ما را ناگزیر می کند تا قواعدی برای آن‌ها وضع کنیم و سرسختانه تابع این قوانین باشیم. هر چند به دلایلی (از جمله ناهماهنگی میان گفتار و نوشتار) به نامناسب بودن برخی از این قواعد، قائل باشیم.

اما آن چه در ادامه می آید، برخی از رایج ترین اشتباهات نگارشی به ویژه در متون مهندسی و نشریات دانشجویی است. بخش بندی این اشتباهات، بر اساس قاعده ی خاصی نیست. هر یک از این موارد، ممکن است زیر مجموعه ی موارد دیگری باشد که در این جا ذکر نشده است. در حقیقت در این شماره فقط قصد داشتم با ذکر مثال هایی به گستردگی این اشتباهات اشاره کنم. می توان گفت این اشتباهات از مشخص‌ترین غلط هایی است که به راحتی و با کمی تامل، قابل کشف است. تاکید اصلی این بخش، بر نمونه های این اشتباهات است، نه توضیحات فنی. زیرا به نظرم، این نمونه ها، به حد کافی گویای منظور هستند.

1- «را»

علامت «را» دقیقا باید پس از مفعول بیاید، و مفعول حتما اسم است، نه فعل. اشتباه رایج در این باره این است که علامت «را» پس از فعل جمله ای که مفعول را توضیح می دهد، آورده می شود. (این اشتباه را به کرات می‌توان در متون علمی و حتا ادبی یافت.)

– خدا حقیقت هر فردی و این که نیاز و کمالش به چیست را می‌شناسد. [طاهرزاده، اصغر- زن آن گونه که باید باشد.- اصفهان: لب المیزان- چ 1: 1387- ص 63]
– انتزاع داده‌ها به برنامه‌نویس کمک می‌کند تا مواردی که در هر زمان نیاز به نگهداری آن‌ها در حافظه خود دارد را کاهش دهد. [علیخان زاده، امیر(ترجمه) – ساختمان داده‌ها به زبان C++]
– گشت نیروهای بسیجی علاوه بر آن که لباس بسیجی که یک لباس مشخص است را به تن دارند، حکم ماموریتی که توسط نیروی مقاومت بسیج صادر شده است، را نیز باید به همراه داشته باشند. [اطلاعات- ش 24372- 8/10/1387- ص 13]
اشتباه دیگر، آوردن دو «را» (یکی پس از مفعول و دیگری پس از فعل) است.

– روزنامه وطن امروز در شماره امروز خود و همچنین روزنامه کیهان که هر دو از نزدیکان دولت هستند عین عبارت دفتر تحکیم وحدت را که موجب توقیف روزنامه کارگزاران شد را منتشر کردند ولی هیچ ایرادی به این دو روزنامه گرفته‌نشد. [سایت فردانیوز – کد ۷۰۸۲۷ – 11 دی 87]
– اسلام این پرسش را که آیا اسلام مدلی برای حکومت دارد یا نه را پاسخ گفته‌است.[مکاتبه و اندیشه- س 8- ش 3- ص 100]
– من که قبلا داستان اون یارو رو که به طرز عجیبی با ظرف سوپ خوری سرش شکسته بود رو براتون تعریف کردم. [مستور، مصطفا (مترجم)- کارور، ریموند- پاکت ها- ص 39]

2- طولانی بودن جمله و گم کردن راه!

این اشتباه بیش تر در متون علمی ترجمه ای به چشم می خورد. مترجم (یا نویسنده) سعی در نوشتن جمله ای طولانی دارد و از همین رو، در میانه ی راه، نوع جمله و فعل و فاعل و حرف اضافه و… را گم می کند! راه حل ساده ی حل این مشکل، کوتاه کردن جملات است. این کار علاوه بر جلوگیری از غلط نویسی، به ساده تر شدن فهم متن هم کمک می کند.

– قابلیت اطمینان وابسته به چگونگی و شرایط استفاده از نرم افزار دارد. [پارسا، سعید- مهندسی نرم افزار (ج1)- تهران: دانشگاه علم و صنعت- چ 10: 1387- ص 53]
– دیاگرام گردش داده ها را می توان برای مدل سازی چگونگی عملکرد سیستم و یا سیستم مورد نیاز کمک گرفت. [همان: ص 13]
– ما تعجب می کردیم که چگونه دکتر یزدی آن قدر سادگی به خرج داده و کاغد خود را به مشیر الدوله که چند روزی با او در زندان آشنا شده، اطمینان کرده است. [علوی، بزرگ- پنجاه و سه نفر- تهران: امیر کبیر- 1357- ص 75]

3- غلط های املایی

غلط های املایی را واقعا نمی شود کاری کرد! هر عقل سلیمی می گوید نباید غلط نوشت. و این جا دیگر بحث های چرایی معنای زیادی ندارد. چه این که به نظر بدیهی می رسد که اگر واژه ای را آن طور که نیست بنویسی، ممکن است در طول زمان کاربرد خود را از دست بدهد و از زبان حذف شود یا معنایش تغییر کند.

– گفتم: نه من با این اتیغه‌ها کاری ندارم؛ من به دنبال کسی به اسم حسین علی می‌گردم. [عاکف، سعید- حکایت زمستان– مشهد: ملک اعظم – چ 10: 1387 – ص 260]

– اقتصاد خرد را پیش از فراقت از تحصیل فرا بگیرید. [فرامتن-ش1- اردیبهشت 1388- ص 16]
– رهدار فضای صلبی هویت ایران را در زمان اصلاحات، فضای غربی خواند. [همبستگی(ویژه نامه اصفهان)- 10/3/88- ص 1]

«خواستن» و «خاستن» از رایج ترین اشتباهاتِ نگارشی محسوب می شوند.

– صرف نظر از خواستگاه طبقاتی و سنتی [خاکستر- س 1- ش 2- اسفند 88- ص 2]
– حجتی کرمانی… همگام با مردم بپا خواسته ی کرمان به مبارزه ی خود ادامه داد. [کاظمی، محسن- خاطرات احمد احمد- تهران: سوره مهر- ص 119]
اما، ترکیب واژه های فارسی با علائم عربی نیز بعضا کلمات اشتباهی را به وجود می آورند که ادامه ی استفاده از آن ها می تواند آسیب جدی به اصل واژه بزند.

– تو نمازتو بخون خواهشاً. به بحث ادبیِ رجال کاری نداشته باش. [جعفری، فرهاد- کافه پیانو-تهران: چشمه- 1387- ص 205]
– چی چی خوبیت ندارد؟ / زن و مرد غریبه خوبیت ندارد بی این که کسی مراقب شان باشد، با هم تنها باشند. [حقیقت، امیرمهدی (مترجم)- لاهیری، جومپا- مترجم دردها- تهران: نشر ماهی- 1385- ص 201]


منابع:

1-    اسماعیلی، امیر- «از خود بیگانه ایم»- تهران: هنر و تربیت- چ1: 1382

2-    پروین گنابادی، محمد- «تهذیب زبان فارسی»- کتاب «گزینه ی مقاله ها»- تهران: شرکت سهامی کتاب های جیبی- چ 1: 2536 شاهنشاهی

3-    درخشان، مهدی- «درباره ی زبان فارسی»- تهران: دانشگاه تهران – 1367

4-    فرزام، حمید- «نکته ای چند درباره ی غلط ننویسیم»- نامه ی فرهنگستان

5-    مدرس صادقی، جعفر- «گفتار و نوشتار»- روزنامه ی شرق، س 5، شماره ی پیوسته 952 (ش 28 جدید)، 12/2/89- ص 16- ستون «و اما بعد…»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Search