خوش آمدید

آماژه، سایتی است با چهار عملکرد:

1- راهنمای سفر

2- آموزش زبان فارسی

3- طراحی سایت و سئو

4- منِ نویسنده

* آماژه در فارسی باستان یعنی اشاره.

ارتباط با آماژه

Email: amojiry at gmail
Phone (Only in Telegram): +98-9356718113
Tehran

نوشته های شبانه- 13: بطالتم بس…

من چرا این جوری شدم؟ نمی دانم دقیقن چه شده. دقیقن کجای راه را اشتباه آمده ام. دقیقن چه باید بکنم. مجتبا همیشه می گفت: گاهی باید بایستی از حرکت. ببینی داری کجا می روی. ببینی راه را درست آمده ای. من همان وقت هم احساس می کردم در منجلابی فرو رفته ام و خیال بیرون آمدن هم ندارم. می ترسیدم از این که نگاه کنم به راهی که آمده ام. به این که آیا دارم به هدف می رسم یا نه. می دانستم اشتباهی کرده ام و می ترسیدم از این که به اشتباهم بپردازم. بعضی وقت ها که مشغول کاری هستم که دوستش دارم (تو فرض کن غرق شدن در میان روزنامه های قدیمی) و باید سر وقت خاصی، کار را رها کنم، می ترسم به ساعت نگاه کنم. از نگاه کردن به ساعت می ترسم!

حالا اما فقط مشکل این نیست. معتاد شده ام. به خیلی چیزها. ترک اعتیاد کار آسانی نیست. مخصوصن اگر حرف از منِ بی اراده در میان باشد. 

اما همه ی این ها دلیل نمی شود که محکم نباشم. ناراحتی هایم مال خودم است. حتا اگر هدف را گم کرده ام، نباید دیگران را ناامید کنم. 

فعلن قدری اراده می خواهم و قدری شجاعت. 

* این را مجتبا زده بود روی دیوار اتاقش: «بطالتم بس، از امروز کار خواهم کرد.» یادش بخیر! آن روزها چه روحیه ای می داد به ما این جمله!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Search