خوش آمدید

آماژه، سایتی است با چهار عملکرد:

1- راهنمای سفر

2- آموزش زبان فارسی

3- طراحی سایت و سئو

4- منِ نویسنده

* آماژه در فارسی باستان یعنی اشاره.

ارتباط با آماژه

Email: amojiry at gmail
Phone (Only in Telegram): +98-9356718113
Tehran

نوشته های شبانه- 6: شب های تهران، از پشت پنجره

شب ها این جا، پشت این پنجره، سکوت و فقط صدای بی احساس عبور ماشین ها. شب ها این جا از پشت پنجره زیباست. وقتی این جا در پناه گرمای خانه باشی و دلت قرص و محکم باشد و بتوانی از میان همه ی آن چیزهایی که در شب های این شهر هست، فقط آرامشش را ببینی و کاری به هیچ کدام از زشتی هایش نداشته باشی. این جوری می توانی فکر کنی به مردی که آن بیرون وسط خیابان خالی، قدم می زند و سیگار می کشد و… راستی! آن مرد، میان پک های سیگارش به چه فکر می کند؟ می توانی فکر کنی به ماشین هایی که آرام در اتوبان می رانند. راننده ی آن ماشین، احتمالن یک دست به فرمان دارد و یک دست روی لبه ی شیشه ی کنارش گذاشته است. سرش را به پشتی صندلی تکیه داده است و… راستی! آن راننده به چه آهنگی گوش می دهد؟

می توانی به گربه ای فکر کنی که ناامید از یافتن غذا در سطل زباله، خودش را زیر یک ماشین، کنار تایر، مچاله کرده است و از سرما می لرزد. می توانی فکر کنی به درختی که هم آغوش تیر چراغ برقی شده است و کاری ندارد به نور شبانه ی چراغ. کاری ندارد به نوری که نمی گذارد او -خسته از یک روز شلوغ و پر دود- چشم بر چشم بگذارد. می توانی فکر کنی به ردیف چراغ های آبی کنار اتوبان. به شوخی های کودکانه شان با هم. به رقص بی صدا و بی حرکت شان. می توانی به چراغ های ساختمان روبرویی فکر کنی که یکی پس از دیگری خاموش می شوند. و فکر کنی به چراغ روشن اتاق کوچکی که کسی دل تنگ در آن نشسته است و مدام کاغذ سیاه می کند. 

این شهر چه زیباست شب ها. وقتی تاریکی اجازه نمی دهد آسمانش را نگاه کنی. وقتی آن قدر مظلومانه ساکت است که همه ی شلوغی های روزش را می بخشی. وقتی می توانی از پشت پنجره نگاه کنی و فقط نگاه کنی و تصور کنی همه ی آن چیزهایی را که پشت این پنجره هست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Search