خوش آمدید

آماژه، سایتی است با چهار عملکرد:

1- راهنمای سفر

2- آموزش زبان فارسی

3- طراحی سایت و سئو

4- منِ نویسنده

* آماژه در فارسی باستان یعنی اشاره.

ارتباط با آماژه

Email: amojiry at gmail
Phone (Only in Telegram): +98-9356718113
Tehran

درباره ی چند کتاب- درباره ی کتب امیرخانی

سلام.

حال و حوصله ی نوشتن نیست که رفته ام سراغ معرفی کتاب! نمایشگاه کتاب پارسال بود که یکی از دوستان آمده سراغم و گفت می خواهند گروهی بروند نمایشگاه کتاب تهران و از من خواست کتب خوبی را که می شناسم بنویسم برایش. نوشتم با مختصر توضیحی که در زیر آمده است. (البته هول هولکی نوشتم و الان هم حوصله -و شاید حتا استعداد!- ویرایش شان را ندارم) چند ماه قبلش نمایشگاه کتاب بزرگی در دانشگاه صنعتی اصفهان برگزار کردیم که قرار بود در کنار آن جزوه هایی با معرفی کتاب های نمایشگاه قرار دهیم که البته نشد! برای آن جا معرفی مختصر کتب رضا امیرخانی را نوشتم که بعد کتب توضیح مختصر! آن ها آمده اند.

فهرست یک مشت کتاب ادبی (و احتمالن به زعم برخی بی ادبی) پیشنهادی

1- طوفان دیگری در راه است (سیدمهدی شجاعی)

با این که خیلی شعار می دهد، اما احتمالن چون از دل برآمده، لاجرم بر دل می نشیند.

2- سانتاماریا (داستان ها- سیدمهدی شجاعی)

از هر دری گفته و خیلی قشنگ است. (“غیر قابل چاپ” هم قشنگ است و “سری که درد… می کند” خیلی قشنگ و به دردبخور برای امروز)

3- روی ماه خداوند را ببوس (مصطفا مستور)

داستان ملایم و زیبایی است. امیرخانی می گوید این اولین کتاب داستانیِ دینی پس از انقلاب است. (دینی با مذهبی -مثل آثار سیدمهدی شجاعی- فرق دارد)

4- استخوان خوک و دست های جذامی (مستور)

یک رمان زیبا که باز هم دغدغه های والای مستور را نشان می دهد. (امید در منجلاب ناامیدی)

5- من دانای کل هستم (مستور)

همه ی داستان هایش خوب است. اما داستان اصلی اش برای شروع مطالعه در مورد جبر و اختیار گزینه ی مناسبی است.

6- ناتور دشت (جی دی سلینجر)

ممکن است مفاسد نمایش داده شده در آن به مذاق برخی خوش نیاید. اما کتاب فوق العاده ای است که همه ی جوانان باید بخوانند.

7- سری کتاب های “دن کامیلو” (3 کتاب- جووانی گوارسکی)

طنز سیاسی قابل تعمیم به بسیاری از زمان ها. خیلی جذاب.

8- شب ایوب

یکی از بهترین رمان های جنگ که خوانده ام. (شاید: بهترین)

9- پل معلق (محمدرضا بایرامی)

فضای تیره و تار یک رزمنده ی ناامید را زیبا نشان داده است.

10- توپ، پاشنه، سمت ساعت دو (زنوزی جلالی)

کتاب کم حجمی است که گرچه آخرهایش کمی شعاری می شود، در کل زیباست.

11- دا (زهرا حسینی)

کتاب خاطرات دختر مبارز خرمشهری. خیلی خوب است.

12- مترجم دردها (جومپا لاهیری- ترجمه ی امیرمهدی حقیقت)

فضای زندگی آمریکایی و تقابل آن با آرامش شرقی. زیباست.

13- خوبی خدا (ترجمه ی امیرمهدی حقیقت)

داستان هایی از نویسندگان آمریکایی. خیلی خیلی قشنگ است.

14- موش ها و آدم ها (جان اشتاین بک)

چه غم انگیزی ساده ای!

15- دل سگ (میخائیل بولگاکف)

یک کتاب ضد انقلاب شوروی. تمثیلات زیبایی دارد.

16- کمدی انسانی (ویلیام سارویان)

همه را دوست بداریم! کتابی بدون شخصیت منفی. سرشار از مهربانی. [راستی “همه را دوست بداریم”ِ علیرضا برازش هم کتاب خیلی فوق العاده ای است.]

17– یک عاشقانه ی آرام (نادر ابراهیمی)

اگر عاشق شده اید یا می خواهید بشوید بخوانید! یک عشق بر اساس عقاید و مرام ها.

18- 1984 (جورج اورول)

فضای تاریک آینده اگر در دستان کمونیست ها بیفتد. ترس و اضطراب. (“قلعه ی حیوانات”ِ همین نویسنده هم بسیار زیباست)

19- دنیای قشنگ نو (آلدوس هاکسلی)

فضای تاریک کنونی اگر بهتر ببینیم. انقلاب غم انگیز جنسی.

20- دوست بازیافته

از سری کتاب های داستان جیبی نشر ماهی. حتمن حتمن بخوانید.

21- شازده کوچولو (آنتوان دو سنت اگزوپری- ترجمه ی احمد شاملو)

ترجمه ی شاملو چندان وفادارانه نیست، اما زیباست.

22- آلیس در سرزمین عجایب (ترجمه ی زویا پیرزاد)

برای تفریح بد نیست. (مفاهیم عمیق هم کم ندارد)

23- قول

نویسنده اش یادم نیست. کتاب جیبی نشر ماهی. یک رمان ضد پلیسی قشنگ.

24- زندگی علامه طباطبایی (حبیبه جعفریان- نشر روایت فتح)

علامه از زاویه ای دیگر. علامه ی دوست داشتنی.

25- زنبورهای عسل دیابت گرفته اند.

شعرهایی که به عمرتان نشنیده ای! چه طنز قشنگی.

26- پیامبری از کنار خانه ی ما رد شد. (عرفان نظرآهاری)

خوب است برای لحظاتی آرامش. “من به خدا گفتم امروز پیامبری از کنار خانه ی ما رد شد. امروز انگار این جا بهشت بود. خدا گفت کاش می دانستی هر روز پیامبری از کنار خانه تان رد می شود و کاش می دانستی بهشت همان قلب توست.” بقیه ی کتب همین نویسنده هم خوب است.

27- دستور زبان عشق (قیصر امین پور)

شعرهای زیبای قیصر. از بقیه ی کتاب هایش خیلی قشنگ تر است.

28- چمران به روایت همسر شهید (حبیبه جعفریان)

خیلی قشنگ است.

29- فتح خون (شهید آوینی)

حال و هوای محرم

30- مرشد و مارگریتا (میخائیل بولگاکف)

وقتی شیطان را انکار کنید! شیطان هست.

31- ارباب حلقه ها (تالکین)

سه جلد کتاب زیبا. فراتر از فیلم هایش. سرشار از حرف ها و صحنه های عمیق و بدیع. (خواندن “هابیت” هم قبل این ها خوب است)

32- جنگ و صلح (تالستوی)

اگر حوصله کردید. توصیفات زیبا. عین زندگی.

33- در بهشت شداد (جلال رفیع)

سفرنامه ی پر اطلاعات آمریکا. آمریکای کثیف 20 سال پیش. زیباست.

من او

کتاب با جلد سفید*

تصاویرش مدام می آید جلوی ذهنم. تصویر هفت کور، تصویر کوره ی آجرپزی، تصویر محتبای نواب صفوی، تصویر پاریس، تصویر درویش… اما هیچ تصویری را به اندازه ی آن جایی دوست ندارم که علی روی آجر تازه از کوره درآمده می نویسد: “مع” اول اسم مهتاب و خودش. و بعد که درویش در چاردیواری خودش، حقیقتی را برای علی آشکار می کند. “من عشق فعف ثم مات، مات شهیدا”

* این عبارت از مطلبی در ضمیمه ی نسل سوم جام جم (سال ها پیش) گرفته شده است. آن جا که نوشتهه بود: کتاب من او آن قدر بین جوانان رد و بدل می شود که جلدش سفید شده است.

از به

خود امیرخانی گفته است که این کتاب زیاد خوب از آب در نیامده است یکی به خاطر عجله ی سفر به آمریکا و یکی هم به خاطر رایج نبودن نامه نگاری در ایران. (سبکی که کتاب در آن پرداخته شده است) اما این جوری ها هم نیست! کتاب ماجرای خلبان رزمنده ای را تعریف می کند و دو دوست خلبانش با دو فضای فکری متفاوت. و دختری که پدر و مادرش را در بمباران از دست داده است و حالا پیش عموی پولدار و بی قیدش زندگی می کند. داستان تقابل زیبای دختر با خلبان جانباز را می گوید. دختری که خسته است و خلبانی که پرواز را از او گرفته اند.

ارمیا

اولین کتاب امیرخانی که اولین بار سمپاد آن را به چاپ رساند. ماجرای ارمیای جوان دانشجوی رزمنده که پس از پذیرش قطعنامه به شهر می آِید و می بیند دیگر خبری از فضای جبهه نیست. که کارمند اداره ی آموزش دانشگاه، رزمندگان را مسخره می کند، که پدر و مادرش حالش را درک نمی کنند، که تاکسی “ای قشنگ تر از پریا” می گذارد، …

ارمیا از معدود رمان های ایرانی است که تشییع جنازه ی باشکوه حضرت امام را به تصویر کشیده است.

ناصر ارمنی

مجموعه داستان های کوتاه امیرخانی. سیدمهدی شجاعی همان اوایل نویسندگی امیرخانی، یکی دو تا از این داستان ها را در نشریه اش چاپ کرده بود. فضای داستان ها هم از زمین تا آسمان با هم فرق می کند. از داستان هایی که کلی معناگرایند تا داستان هایی که به ظاهر هیچ مفهوم خاصی را نمی رسانند. اما بد نیست اگر این کتاب را به خاطر همان 2-3 داستان مفهومی اش بخوانید.

بیوتن

احسان رضایی (نویسنده ی همشهری جوان) اصرار داشت که این کتاب را بیُوتن بخواند. خود امیرخانی هم بر خلاف سنت جدانویسی خود این بار روی جلد بیوتن را سر هم نوشته است. (که این می تواند دلیلی قانع کننده برای بیُوتن خواندن آن باشد، اما اگر منظور نویسنده سرگشتگی باشد و قر و قاطی شدن همه چیز و… آن وقت شاید همان بی وتن درست تر باشد) در کتاب مدام با این 5 حرف بازی های کلامی می شود و بازی های کلامی بسیار دیگری (و البته انواع بازی های دیگری!) هم وجود دارد. اما خلاصه اش می شود حکایت سرگشتگی ارمیای جانباز در آمریکا. میان سنت و مدرنیته، میان اسلام ناب محمدی و اسلام آمریکایی، میان عقل حساب گر و عشق بی کله! حکایت عجیبی است بیوتن.

نوشتن داستان چند سالی طول کشیده و پس از ماجرای 11 سپتامبر، امیرخانی کلن داستان را بازنویسی کرده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Search