خوش آمدید

آماژه، سایتی است با چهار عملکرد:

1- راهنمای سفر

2- آموزش زبان فارسی

3- طراحی سایت و سئو

4- منِ نویسنده

* آماژه در فارسی باستان یعنی اشاره.

ارتباط با آماژه

Email: amojiry at gmail
Phone (Only in Telegram): +98-9356718113
Tehran

از ادبیات مجازی بترسیم؟

سلام.

این متن در اولین شماره ی نشریه ی الکترونیکی “ضرب شست” (نیمه ی آبان 1389) به سردبیری هادی خرسند و مهدی صالح پور به چاپ رسید. به لطف سرکار خانم مهتا ارباب صادقی دبیر بخش ادبی. گفتم حالا که چیزی ندارم برای نوشتن در وبلاگ لااقل محض به روز بودن این یادداشت قدیمی را بگذارم.


از ادبیات مجازی بترسیم؟

«لایک به کامنت بالا»، «لینکیدمت، منو بلینک!»، «بالاخره منو تو گودر فالو کرد. :دی!»، «وت و ساب یادت نره» برای کسی که بیگانه از فضای مجازی و اینترنت باشد، این جملات بالکل ناآشنا و حتا غلط هستند. اما برای اینترنت بازان (که تعدادشان هم در کشورمان کم نیست!) این جملات (یا لااقل بعضی از آن ها) آشنا هستند و بارها شنیده اند یا استفاده کرده اند. باید نگران باشیم یا نه؟

البته قبل از فراگیر شدن اینترنت هم، با ورود سریع کامپیوتر به زندگی مردم، لغات خاص انگلیسی وارد فارسی شده بود. مثل «شات دان کردن» و «اینستال». اما به کارگیری آن کلمه ها را نمی شد یک جور ادبیات دانست. چون اول این که چندان وارد دستور زبان نمی شدند و دوم این که فقط وقت کار با کامپیوتر کاربرد داشتند. اما جالب این جاست که آن وقت نگرانی متولیان زبان مشهود بود و امروز… .

بگذارید واضح تر بگویم. فرهنگستان زبان برای ساخت واژه های جدید، چند روش دارد. مثل نوگزینش که یعنی انتخاب یک کلمه در معنایی جدید (مثل «آگهی بازرگانی» در معنی «تبلیغات»)، یا ساختن اصطلاح که یکی از روش های آن اختصار سازی است. (مثل «هما» که مخفف هواپیمایی ملی ایران است.) یا وام گیری که یعنی آوردن همان واژه ی انگلیسی در زبان فارسی (مثل «رادیو» و «تلفن» که حتی فرهنگستان هم از صرافت جایگزینی برای آن ها افتاده است!) حالا به روش های ساخت واژه در ادبیات مجازی نگاه کنید: سرواژه سازی (اف. اف به جای فایرفاکس)، اختصار (گودر به جای گوگل ریدر)، وندافزایی (مثل لینکیدن و ناهارینگ)، وام گیری (مثل همان چیزهایی که در بالا بود! لایک، کامنت و…) می بینید؟ کاربران اینترنت بی آن که خودشان بدانند یک جور فرهنگستان بی نام و نشان ساخته اند! البته مسئله به همین جا ختم نمی شود!

در نوشتن وقتی قرار است احساسات نشان داده شود، از کلمه ها و توصیف استفاده می شود، اما در گفتن، ما از حرکات دست و صورت استفاده می کنیم. ادبیات مجازی چیزی بین این دو است! یعنی هم نوشتنی است و هم قدرت استفاده ی دقیق از کلمه ها و توصیف را ندارد. (شاید به خاطر ضعف ادبی کاربران) از طرف دیگر بسیار هم تعاملی است (مثل گفتن) حالا این جا چه باید کرد؟ صاحبان قدرت دنیای مجازی از قدیم الایام فکر این جایش هم بوده اند و شکلک ها را ابداع کرده اند. اما مسئله این جاست که به مرور زمان این شکلک ها، شکل نوشتاری به خود گرفت! مثل «اسمایلی» و «دی». کلماتی که آن ها را می توان چیزی فراتر از وام گیری دانست. چون در انگلیسی به معنایی که در محیط مجازی به کار می روند، نیستند.

باز هم این همه ی ماجرا نیست. کاربران سایت های مختلف تعاملی، بعضی وقت ها زبان مخصوص به خودشان را به وجود می آورند. مثلن کاربران سرویس های وبلاگ (بلاگفا، پرشین بلاگ و…)، یاهو مسنجر، ای ریپابلیک، فیس بوک یا گوگل ریدر هر کدام زبان مخصوص به خودشان را پیدا کرده اند که با اصطلاحات انگلیسی آن سایت یا نرم افزار شکل پیدا کرده یا خود کاربران به مرور آن را ایجاد کرده اند. می دانید یعنی چه؟ یعنی حتا نمی توان زبان کاملن مشترکی در دنیای مجازی پیدا کرد! حتا گاهی زبان ها از این هم شخصی تر می شوند و مثلن بر اساس حرف های یک کاربر خاص شکل پیدا می کنند.

و مسئله ای که از همه ی این ها مهم تر است این است که این زبان فقط در دنیای مجازی باقی نمی ماند و گاه در نوشتن و گفتن در دنیای حقیقی هم خودش را نشان می دهد.

داریوش آشوری می گوید تکنولوژی و در کل تمام شیوه های مدرن، به خاطر شتاب و سرعتشان نیازمند یک زبان دست آموز و روان است نه چیزی که مدام بخواهیم گرفتار قواعد خاص آن باشیم. با این وصف نباید چندان دل بست به سازمان های رسمی که همین جوریش چند سالی از مردم عقبند!

این بیگانگی هم زبانان نشان دهنده ی خلق یک زبان جدید است. کاربران دنیای مجازی زبان ویژه‌ای خلق کرده اند که دیگران آن را نمی فهمند. این پدیده را باید خوب دانست یا بد؟ باید رفعش کرد یا تقویتش؟ نمی دانم. فقط می دانم که کاربران همان فضاهای مجازی به خاطر دغدغه های وطنی خودشان، در پی حفظ زبان هستند. گرچه سرعت شان خیلی کم باشد، اما می توانیم از آن ها بخواهیم بیش تر نسبت به این موضوع دغدغه و البته علم پیدا کنند. ولی به نظرم علی الحساب بهتر است از سازمان های رسمی نخواهیم وارد این قضیه شوند که «مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان!»



منابع: – اجتماعات مجازی و سیاق سخن(2)- مطهره آخوندی

– اصول و ضوابط واژه گزینی- فرهنگستان زبان و ادب فارسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Search