خوش آمدید

آماژه، سایتی است با چهار عملکرد:

1- راهنمای سفر

2- آموزش زبان فارسی

3- طراحی سایت و سئو

4- منِ نویسنده

* آماژه در فارسی باستان یعنی اشاره.

ارتباط با آماژه

Email: amojiry at gmail
Phone (Only in Telegram): +98-9356718113
Tehran

1000 تومانی

راننده ی تاکسی روبروی خانه ای که گفته بودند، ترمز کرد. مردی از در عقب
سوار شد و گفت: «تاکسی تلفنی؟» راننده سر تکان داد و بعد از این که تاکسی
متر را -جوری که مرد ببیند- صفر کرد، پرسید: «کجا تشریف می برید؟» مرد
گفت: «مستقیم بروید تا بگویم.»

یک
خیابان بالاتر مرد گفت: «بی زحمت دور بزنید.» راننده آرام دور زد و در جهت
عکس مسیر قبلی حرکت کرد. کمی بعد، مرد دوباره گفت: «دور بزنید.» راننده با
تردید در آینه به مرد نگاه کرد. و دوباره دور زد. در جهت عکس مسیر قبلی.
وقتی به همان دور برگردان اول رسیدند، راننده گفت: «این جا که همان جای
قبلی است. پیاده نمی شوید؟» مرد با تحکم گفت: «نه!» و وقتی با نگاه کمی
خشمگین راننده روبرو شد، ادامه داد: «می خواهم از پولم کامل استفاده کنم.»
اما راننده هنوز – این بار با آمیزه ای از خشم و تعجب- به مرد نگاه می
کرد. مرد از راننده خواست دوباره دور بزند. و بعد برای او توضیح داد:«
ببینید آقا! ورودی تاکسی شما 400 تومان است. و به ازای هر کیلومتر 50
تومان. حداقل کرایه ی شما هم 1000 تومان است. اما تاکسی متر شما هنوز به
10 هم نرسیده است.»

راننده دو بار دیگر هم با عصبانیت و به سرعت دور زد. وقتی
دید تاکسی متر هنوز به 12 نرسیده، عصبانی گوشه ای ایستاد. یقه ی مرد را
گرفت و در حالی که رکیک ترین فحش هایی را که بلد بود می داد، او را به
بیرون پرت کرد. بعد گاز ماشین را گرفت و دور شد.

مرد لباسش را مرتب کرد. با لبخند به 1000 تومانی اش نگاه کرد و از دفترچه تلفنش تاکسی تلفنی دیگری را انتخاب کرد.

— اصفهان، 4 اردی بهشت 1388—

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Search