خوش آمدید

آماژه، سایتی است با چهار عملکرد:

1- راهنمای سفر

2- آموزش زبان فارسی

3- طراحی سایت و سئو

4- منِ نویسنده

* آماژه در فارسی باستان یعنی اشاره.

ارتباط با آماژه

Email: amojiry at gmail
Phone (Only in Telegram): +98-9356718113
Tehran

فقط بگو که می توان

— تقدیم به تو —

فقط بگو که می توان

به چشم تو نگاه کرد

زبان خود، و چشم خود

دوباره پر ز اشک و پر ز آه کرد

و تا ابد گناه کرد

بگو بگو که می توان

به لحظه ای نگه به روی ماه کرد

و با همان یک آن

تمام عمر خود تباه کرد

و کل عالم وجود

پر ز خنده های قاه قاه کرد

بگو بگو که می توان

به روی تو نگاه کرد

و بین کوه و کاه اشتباه کرد

و عقل خود به یک نگاه

گم ز راه کرد

نگو نگو نمی توان

ستاره شد

به آسمان عشق تو

نظاره کرد

به روی ماه تر ز ماه تو

دوباره شد

خراب و مست غنچه ی لبان تو

و چاره کرد

به سوزش دلی میان شعله ی نگاه تو

پیاده شد

به منزل صدای تو

روانه شد

به سوی قلب پاک تو

و باده شد

و ریخت در میان کاسه ی لبان تو

و دانه شد

و رفت در میان خاک پای تو

جوانه زد

درخت شد

و باز هم به شعله ی نگاه تو

نگاه کرد

و باز هم نگاه کرد

و باز هم نگاه کرد

بگو بگو که می توان

بگو بگو که می توان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Search